طبیعت سبز ایران
بررسی محیط زیست ایران و جهان
صفحات وبلاگ
نویسنده: سید محمد فاطمی s.m.fatemi - جمعه ۱۳ خرداد ۱۳٩٠

 

ترکیب "نظم طبیعت" را همه شنده ایم و شاید هیچ کس نباشد که این ترکیب را به عنوان یک اصل قبول نداشته باشد. واقعیت هم همین است. نظم یکی از ارکان اصلی طبیعت است که باعث بقای موجودات زنده و اعضای غیر زنده زمین می گردد.
در واقع چیزی که به آن نظم طبیعت گفته می شود، حاصل اتفاقاتی است که به همه موجودات زنده در جایگاه و اندازه خود، حق حیات می دهد و به عناصی غیر زنده، اجازه حضور و تاثیرگذاری. نمود عینی نظم طبیعت، تعادلی است که یک محیط طبیعی دارد. به این معنا که گونه های مختلف گیاهی و جانوری با تنوع و تعداد مشخصی در یک اکوسیستم رشد و نمو می کنند؛ و مادامیکه اتفاق خاصی رخ ندهد این نسبت (تنوع و تعداد گونه ها) تغییر چندانی نخواهند کرد.
منظور از تعادل را می توان با مدلی ساده روشن تر ساخت. جنگلی طبیعی و کوچک را در نظر بگیرید که در آن بیست گونه گیاه و بیست گونه جانور زندگی می کنند. (البته مثالی که آوردیم خیالی است، چرا که در کوچکترین جنگل های طبیعی جهان هم تعداد گونه ها، ده ها برابر تعدادی است که در بالا گفتیم، اما برای ساده شدن موضوع، فعلاً به همین تعداد بسنده می کنیم.) این گونه ها با توجه به عوارض زمین و امکانات محل زندگی شان، خودشان را با محیط اطراف وفق داده اند. غذای تمامی گونه ها نیز مشخص است و به نسبت مقدار غذای موجود، تعداد گونه های تغذیه کننده متفاوت است. یعنی تعادل خاص و مشخصی بین میزان عرضه و تقاضای مواد غذایی در جنگل وجود دارد.
حال به این جنگل، جریانات طبیعی مثل باران، طوفان، اختلاف دما در فصول سال و... را اضافه کنید. اگر این اتفاقات به شکلی تقریباً منظم انجام گیرد، جنگل کوچک ما برای همیشه با همین تعداد گونه زنده باقی خواهد ماند. در ثانی شکل آن نیز تغییر نخواهد کرد.
اما در طبیعت چرخه های مختلفی وجود دارند که باعث پویایی یک محیط زنده می شوند. در نظر بگیرید که اگر جنگل ما، در محیطی پرباران قرار داشته باشد، آب باران باعث می شود که مواد مغذی خاک، به اعماق زمین فرو روند و از دسترس گیاهان و ریشه هایشان به دور باشند. پس پیش بینی خشک شدن جنگل دور از ذهن نخواهد بود. اما چه چیزی عامل پویایی این محیط طبیعی می شود.
یکی از ابزارهای گردش مواد در طبیعت، خود موجودات زنده هستند. گیاهان مواد را از خاک جذب می کنند، رشد کرده و در فصل خزان، برگ هایشان را روی خاک می ریزند. به این شکل موادی که قبلا توسط گیاه جذب شده، دوباره به خاک برمی گردد. علاوه بر آن ممکن است حیوانات از آن گیاه تغذیه کنند، مواد به بدن حیوان گیاه خوار منتقل می شود، گیاه خواران به وسیله گوشتخواران شکار و خورده می شوند. و باز عمل انتقال مواد به بدن حیوانی دیگر انجام می گیرد. در نهایت، مواد یا از طریق دفعیات بدن حیوان، دوباره به خاک بر می گردد و یا از طریق پوسیدن بدن حیوان، بعد از مرگ.
جدا از این روش مداوم چرخش مواد در طبیعت، روش های دیگری هم باعث گردش مواد در طبیعت می شوند. مانند آتش فشان، حرکت لایه های زمین، صاعقه و... این مکانیزم ها باعث جابجایی حجم بسیار بزرگتری از مواد شده و همچنین باعث تغییراتی هم در شکل اکوسیستم ها می شوند. تغییر شکل اکوسیستم ها در نهایت منجر به تثبیت گونه های قوی تر و به علاوه (در مدت زمان طولانی) باعث تطابق گونه ها با محیط می گردد. به طور کلی این تغییرات منجر به تغییراتی در تنوع زیستی مناطق می شوند.
به جنگل خودمان بر می گردیم. اخیراً متوجه شده ایم که صفحه ای از سطح زمین که جنگل ما بر وری آن به وجود آمده، در حال حرکت بوده و به صفحه محکمی برخورد کرده و در حال چین خوردن است و این به معنای آن است که ما در مدت زمانی نه چندان دور (چند میلیون سال!) شاهد به وجود آمدن ارتفاعاتی در زمین جنگل خواهیم بود. پس طبیعی است که گیاهان جنگل که تا قبل از این در ارتفاع کمتر زندگی می کردند، حالا یا باید به گیاهان ارتفاعات عوض شوند و یا باید خود را با این تغییر ارتفاع تطبیق بدهند. پس طی به وجود آمدن کوه در چند میلیون سال، گیاهان با توجه به شرایط جدید تغییر ژنتیکی داده و خود را با ارتفاعی که در آن هستند هماهنگ می کنند.
همانطور که قبلاً هم گفته شد، طبیعت و اعضای آن دائماً خود را با محیط و شرایط  مطابقت می دهند. به بیان دیگر، وقتی تغییری ناگهانی در طبیعت به وجود می آید، عناصر زنده و غیر زنده آن، تلاش می کنند که شرایط را به تعادل برسانند تا پایداری گذشته حفظ شود.
حالا بیایید شرایط را طور دیگری ببینیم. کمی هم انسان به جنگل کوچکمان اضافه کنیم! مثلاً دهکده ای کوچک با جمعیت 20 نفر در کنار جنگل ما به وجود آمده است. طبیعی است که انسان ها، نیاز های خود را از جنگل رفع می کنند. از چوب درختان جنگل، از میوه های درختان و گوشت و پوست حیوانات برای خود خوراک، پوشاک و مسکن تهیه می کنند و جنگل طی مدت نه چندان زیادی، باز هم خود را با وجود یک مصرف کننده جدید مطابقت  می دهد. ولی این مصرف کننده جدید یک فرق بزرگ با بقیه مصرف کننده های قبلی دارد. این مصرف کننده دارای سیستم عصبی بسیار پیچیده ای است. او قدرت ابتکار عمل دارد. سعی دارد تا بهترین و راحت ترین روش را برای رفع نیازهای خود پیدا کند. از تجربیات گذشتگان خود به خوبی بهره می گیرد و به خاطر همین مسایل روز به روز خواسته هایش تغییر می کند؛ پس پیدایش این مصرف کننده جدید در جنگل، به تنهایی می تواند یکی از همان اتفاقاتی باشد که موجب تغییراتی در جنگل می شود.
طبیعی است که جنگل هم تلاش دارد بعد از این واقعه (حضور انسان) باز هم تعادل درون خود را حفظ کند. اما حضور انسان با توجه به خصوصیاتی که از او برشمردیم، حضوری عادی و گذرا نیست. اگر آنها در ابتدای پیدایش خود در جنگل کوچک ما، 20 نفر جمعیت داشتند و نیازشان تنها با قطع چند عدد درخت در سال برای ساخت خانه و گرم کردن خود حل می شد، حالا بعد از گذشت چند سال، تعدادشان از 50 نفر هم بیشتر شده و علاوه بر آن نیازهایشان برای چوب، فقط ساخت خانه و گرمایش نیست. بلکه در این مدت تجربه و دانش آن ها هم افزوده شده و مثلاً نیاز به ساخت میز و صندلی و ظرف چوبی هم پیدا کرده اند.
این چنین است که درخواست های روز افزون انسان ها تعادل جنگل کوچک را به هم می زند. چرا که جنگل، دیگر زمان کافی برای ایجاد تعادل را ندارد و بهتر بگوییم، سرعت انسان ها در بهره برداری از منابع جنگل آن قدر بالا رفته که فرصتی به جنگل     نمی دهد. حال اگر در این میان یکی از همان اتفاقات طبیعی (مثل زلزله، طوفان، آتش فشان و...) رخ دهد، دیگر چیزی از جنگل باقی نمی ماند.
در دنیای واقعی ما هم به همین شکل است. ما انسان ها آنقدر از طبیعت و منابع طبیعی درخواست های متعدد و متفاوت داریم که بسیاری از درخواست های ما از تحمل طبیعت خارج هستند. ما همچنان بر خواسته هایمان پافشاری می کنیم و این پافشاری، منجر به برهم خوردن تعادل طبیعت شده است.
بر روی زمین تقریباً جایی نیست که اثری از آلودگی های با منشا فعالیت های انسانی دیده نشود. بسیاری از گونه های گیاهی و جانوری بسیار زودتر از آن که به صورت طبیعی منقرض شوند، توسط انسان ها منقرض شده اند. هر روز زمین های بیشتری از جنگل ها و مراتع و... تغییر کاربری می دهند و به زمین کشاورزی و شهرک مسکونی و صنعتی و... تبدیل می شوند.
دامنه این تغییرات در کره زمین آنقدر زیاد است که گاهی جبران آنها نیز از دست انسان خارج است. مثلاً با تغییر کاربری زمین، معمولاً فرسایش خاک به وجود می آید و این فرسایش راه را برای رشد و نمو و اصطلاحاً خودپالایی طبیعت دشوارتر کرده و زمان لازم به آن را ده ها برابر افزایش می دهد.
اما با همه این اوصاف، هنوز هم می توان روند نابودی را کندتر و حتی متوقف ساخت. شاید موثرترین راه آن باشد که انسان ها تصور خود را از کره زمین تغییر دهند.
اکثریت انسان ها معتقدند که کره زمین متعلق به آن هاست و همه موجودات زنده به خاطر فراهم کردن موجبات آسایش انسان بر روی زمین حضور دارند. تا وقتی که این تفکر در بین انسان ها وجود داشته باشد، روند تخریب و نابودی طبیعت ادامه خواهد داشت. اما وقتی انسان ها خودشان را فقط و فقط یک عضو از مجموعه جهان هستی بدانند، می توان به حفظ طبیعت امیدوار بود. چرا که این عضو برای حفظ خود، مجبور به حفظ بقیه اعضا بوده و در نهایت به تعادل طبیعت کمک خواهد کرد. 

سید محمد فاطمی  s.m.fatemi
فاطمی.فارغ التحصیل مهندسی منابع طبیعی-محیط زیست دانشگاه سبزوار. امیدوارم با ایجاد این وبلاگ قدمی کوچک در راستای حفظ و ارتقآ دانش محیط زیستی بردارم.آماده دریافت نظرات سازنده شما هستم. ایمیل: mohammad_fatemi97@yahoo.com
نویسندگان وبلاگ:
مطالب اخیر: